عاشقتم
خیلی دوست دارم
من جز تو عشقیو عشق نمیدونم
عاشقتم
خیلی دوست دارم
![]()
اسكله ي ناز چشات حريم امن قايقم تو ساعت يه ربع به عشق عقربه ي دقايقم گرمي دستاي تورو به صد تا دنيا نميدم هر وقت كه يارم تو بودي بي كسي و نفهميدم تو بند دل سلول عشق حبس نگاتو ميكشم ولي بازم رو ميله هاش عكس چشاتو ميكشم اي قصه ي بي سر و ته شعر بدون قافيه براي مرگ اين صدا نبودن تو كافيه
کسی بخواد تو رو بگیره اونو میشونم سر جاش
آخه تو عزیز قصه هامی آخه تو شعر روی لبامی
آخه جون تو بسته به جونم

من میخوام عشقم تو باشی شده حتی توی رویا
به همینم راضی هستم راضی تا آخر دنیا
من میخوام برات بمیرم شده تو خواب و خیالم
با تو باشم توی شهر آرزوهای محالم
شب و روزمو تو پر کن بزار درگیر تو باشم
بزار هرجایی که میرم از تو خیلی دور نباشم
چی قشنگتر از خیالت که همش پیش چشامه
عطر گلهای حضورت همیشه توی هوامه
من میخوام برات بمیرم اگه حتی تو ندونی
اگه حتی تا همیشه با یکی دیگه بمونی
به همینم راضی هستم به همین عشق خیالی
عشق من زندگی بی تو میشه بی مفهوم وخالی
عشق من زندگی بی تومیشه بی مفهوم وخالی
از راه دور تو را میپرستم ای قبله امید من ....
از راه دور به تو عشق می ورزم تا دیگر این فاصله را احساس نکنی عزیزم .
از راه دور درد دل هایم را به تو می گویم ، و تو را در آغوش محبت های خودم
می فشارم .....
آری از همین راه دور نیز میتوان دست در دستانم هم گذاشت و در کنار هم
قدم زد ....
به خواب عاشقی میروم تا این رویا برایم زنده شود عزیزم .....
از همین راه دور تو را می بوسم و میگویم که خیلی دوستت دارم عزیزم ....
قاب عکست همیشه روبروی من است و جای بوسه هایم بر روی قاب نمایان
است .....
ازهمین راه دور به یاد تو خواهم بود ، در همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم
می بینم ،
خاطره هایمان را همیشه در ذهنم مرور میکنم و هیچ گاه نمی گذارم خاطره های
لحظه دیدارمان از ذهنم دور شود ....
این فاصله ها را با محبت و عشقم از بین می برم و کاری می کنم همیشه
احساس کنی در کنار منی !
یک راه دور ، یک دنیا عشق ، محبت و پاکی .....
این راه دور قلبهایمان را در همه لحظه ها در کنار هم نگه داشته است
چون همیشه به یاد همیم و همیشه به انتظار آن هستیم که لحظه دیدارمان
دوباره فرا رسد ....
ثانیه ها را لحظه به لحظه می شماریم و شب و روز را با یاد هم و عشق به
هم سپری می کنیم ....
آری لحظه دیدار نزدیک است ....
یک خواب عاشقانه ، خواب با هم بودنمان ، خواب دست گذاشتن در دستان
هم ، خواب نگاه به چشمان هم ، یک طلوع دیگر و یک روز پر از خاطره ، روزی
که لحظه به لحظه آن به یاد همیم .... و این است یک فاصله عاشقانه .....
می گذرد لحظه های پر از عشق و فرا خواهد رسید حقیقت شیرین لحظه
دیدارمان .....
از همین راه دور نیز می توان عاشق بود ، و از همین راه دور نیز می توان
همدیگر را همیشه در کنار هم حس کرد نازنینم ... پس آرام زندگی کن و
بیشتر از همیشه عاشق باش
چون این راه دور خیلی مقدس است و پایان راه ، شیرین تر از گذشته است
گر بدانم که دلتنگ منی ، و دلت همیشه با من است دلم را فدای آن قلب مهربانت
میکنم!
اگر بدانم که مرا دوست داری و تنها آرزویت من هستم تا آخرعمرم عاشقانه برایت
میخوانم ترانه عشق را !
اگر بدانم که یک لحظه به من می اندیشی ،تمام لحظه هایم به این می اندیشم که
چگونه اینهمه عشق و محبت را به تو ابراز کنم !
اگر بدانم که به انتظار من نشسته ای ، تو بگو تا آخر عمر به انتظارم بنشین ، من تا
آخرین حد این انتظار منتظر آمدنت مینشینم!
اگر بدانم که برایت ارزش دارم و همه زندگی ات هستم ، تا آخرین نفس به پای تو
می نشینم و تا آخرین نفس ، یک نفس فریاد میزنم دوستت دارم!
اگر بدانی که چقدر دوستت دارم دلتنگی که سهل است دلت برای یک لحظه
درکنارهم بودن پرپر میزند!
اگر بدانی که تنها آرزوی من تویی ، روزی صدها بار آرزو میکنی که به آرزویم برسم!
اگر بدانی که همه لحظه های زندگی ام به تو می اندیشم ، تک تک لحظه ها را
می شماری و به عشق آن لحظه ها زندگی میکنی
اگر بدانی که برایم یک دنیا ارزش داری ، سفری به دور دنیا میروی تا بفهمی چقدر
برایم عزیزی
اگر بدانی که میدانم ، بدون تو میمیرم ، مرا اینگونه در حسرت عشقت نمیگذاری!
سلام اي تنها بهونه واسه ي نفس كشيدن هنوزم پر مي كشه دل براي به تو رسيدن واسه ي جواب نامت مي
دونم كه خيلي ديره بذا به حساب غربت نكنه دلت بگيره عزيزم بگو ببينمكه چه رنگه روزگارت خيلي دوست
دارم تو مهتاب بشينم يه شب كنارت سر تو مهربوني بذاري به روي شونم تو فقط واسم دعا كن آخه دنبال
بهونم حالم رو اگه بپرسي خوبه تعريفي نداره چون بلاتكليفه عاشق آخه تكليفي نداره نكنه ازم برنجي تشنه ام
تشنه ي بارون چه قدر از دريا ما دوريم بيگناهيم هر دو تامون بد جوري به هم مي ريزه من و گاهي اتفاقي
تو اگه نباشي از من نمي مونه چيزي باقي مي دوني كه دست من نيست بازياي سرنوشته رو قشنگا خط
كشيده زشتا رو برام نوشته باز كه ابري شد نگاهت بغضتم واسم عزيزه اما اشكات رو نگه دار نذار
اينجوري بريزه من هنوز چيزي نگفتم كه تو طاقتت تموم شد باقيش و بگم مي بيني گريه هات كلي حروم شد
حال من خيلي عجيبه دوست دارم پيشم بشيني من نگاهت بكنم تو تو چشام عشق رو ببيني يادته من و تو
داشتيم ساده دوستی مي كرديم از همين چشمه ي شفاف رفع تشنگي مي كرديم يه دفه يه مهمون اومد عقلم رو
يه جوري دزديد دل تو به روش نياورد از همون دقيقه فهميد اولش فكر نمي كردم كه دلم رو برده باشه يا دلم
گول چشاي روشنش رو خورده باشه اما نه گذشت و ديدم دل من ديوونه تر شد به تو گفتم و دلت از قصه ي
من با خبر شد اولش گفتم يه حسه يا يه احترام ساده اما بعد ديدم كه عشقه آخه اندازش زياده تو بازم طاقت
آوردي مث پونه ها تو پاييز سرنوشت تو سفيده ماجراي من غم انگيزه بد جوري ديوونتم من فكر نكن اين
اعترافه هميشه نبودن تو كرده اين دل و كلافه مي دونم فرقي نداره واست عاشق بودن من مي دونم واست يكي
شد بودن و نبودن من مي دونم دوسم نداري مث روزاي گذشته من خودم خوندم تو چشمات يه كسي اين رو
نوشته اما روح من يه درياست پره از موج و تلاطم ساحلش تويي و موجاش خنجراي حرف مردم آخ چه
لذتي داره ناز چشماتو كشيدن رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن من كه آسمون نبودم اما عشق تو يه
ماهه سرزنش نكن دلم رو به خدا اون بي گناهه تو كه چشماي قشنگت خونه ي صد تا ستاره س تو كه لبخند
طلاييت واسه من عمر دوباره س بيا و مثل گذشته جز به من به همه شك كن من بدون تو مي ميرم بيا و بهم
كمك كن

خوب حالا نوبتی هم باشه نوبت حرف زدن و معرفی خودمونه
من خودمو معرفی میکنم
اگه شماهم خواستین خودتون و معرفی کنین که همدیگرو بهتر بشناسیم و تو برقراری ارتباطمون کمکمون کنه
من پوریا متولد 61 لیسانس الکترونیک و مخابرات
اهل تهران ولی ساکن مازندران
مدیر این وبلاگ سپیده خانم میزارم خودش بیاد و خودشو معرفی کنه شاید خوشش نیاد که معرفی شه
به هر حال من و سپیده میخوام یه دوستی جاودانه رو شروع کنیم البته شروع که شده بود ولی مهر جاودانگی نخورده بود
خوشحال میشم با دوستان جدیدمون اشنا بشم
موفق و موید باشید
سلام به عشقم که حالا شده نفسم و سلام به دوستای گلم.
من مدیر وب نیستم من و عشقم این وب و اداره میکنیم ولی دراصل این وب
برای عشقم که خیلی عاشقشم.
من سپیده متولد ۶۶ و ساکن تهران هستم.من و عشقم خیلی ازهم دوریم ولی دلامون
بهم نزدیکه.پوریا اینطوریه دیگه درست گفتم.وای نمیدونید که خدا چه نازنینی
بهم داده. امیدوارم این عشقی که خدا بهم داده بتونم قدرش و بدونم.
دیگه نمیدونم چی بگم هرچی از عشقم بگم کمه.
عشقم خیلی دوست دارم.

جونمی عشقمی توتک ستاره ی قلبمی
عزیزم میمیرم اگه یه روز من دستاتو نگیرم
چشمامو روبه چشمات میبندم و تو روبه رومی
دلخوشیم واسه زندگی تویی،تو تنها آرزومی
مثل تورو کجای دنیا میشه پیدا کردعشقم
من همونم که واسه خاطر تو،دنیارو رسواکردم عشقم
یه حالتی تویه صداته،دلم میریزه عشقم
چه حس خوبی وقتی دوتا دستات تو دستم عشقم
هرساعت هر لحظه فکر عشقت همراهمه
بودنت تویه زندگیم بهونه ی قلب تنهام
جونمی عشقمی تا دنیا دنیا باشه
میدونم که اینو میدونی نباشی تا دنیا دنیا میخوام نباشه
پوریا هرچقد بگم دوست دارم بازم کمه
عشقم جونم هرچی که تو بگی. منم دوست ندارم از
دستت بدم قربونت برم من.درضمن بهت قول دادم
هیچ وقت اون موضوع و نگم.وای پوریا امشب چه شب
قشنگی.حالا راحت شدی فهمیدی اون
سوالا رو برا چی میپرسیدم.فکرشم نمی کردی نه.
پوریا خیلی مهربونی خیلی.فقط بعضی وقتا یه کوچولو
یادت میره که من منتظر توام.تورو خدا دیگه یادت نره.
پوریا یه چی بگم مسخرم نمیکنی،نذار ارش بخونه اون
مسخره میکنه.پوریا وقتی بهت میگم دوست دارم تو دلم
یه غوغایی میشه،بخدا راست میگم.انگار خون تو رگام جریان
پیدا میکنه.بخدا اینا شعار نیستن همه اش واقعیته عشق من
به تو یه حقیقته.

گریه های منوجدی بگیر،بخدا ازته دل زارمیزنم
وقتی نیستی نفسم درنمیاد،نفسم رو تودلم دارمیزنم
اگه هق هق میکنم تویه شبام،آخه دلتنگ صدای تومیشم
بخدا دست خودم نیست نمیشه،کم کم دارم گدای تومیشم
من به صدای تومحتاجم وبس،بی تودق مرگ میشم کنج قس
کاش میشدبهت بگم دوست دارم،بخداصحبت عشق نه هوس
کاش میشد جداییاتموم بشه،بدونم که فقط مال منی
بدونم توام منوخیلی میخوای،اگه نباشم توام دق میکنی
بیا دستاتو بذار تودست من،آخه دلتنگ صدای تو میشم
بخدا دست خودم نیست نمیشه،کم کم دارم گدای تومیشم
