X
تبلیغات
من وتو

من وتو

من جز تو عشقیو عشق نمیدونم

اقا خیلی میخوامت


عاشقتم


خیلی دوست دارم

+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 13:2  توسط عاشق(سپیده)  | 

عاشقانه(تقدیم به همه چیزم)

 
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام
 
گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو
 
خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه
 
نميکنم چون من هم ميمرم گفتم زندگي چند بخش است؟؟ گفت:: دو بخش گفتم كدامند؟؟ گفت :
 
كودكي، پيري گفتم: پس جواني چه شد؟؟ گفت : با عشق ساخت...... با بي وفايي سوخت
 
 
 
 
 



اسكله ي ناز چشات حريم امن قايقم

 تو ساعت يه ربع به عشق عقربه ي دقايقم

 گرمي دستاي تورو به صد تا دنيا نميدم

هر وقت كه يارم تو بودي بي كسي و نفهميدم

 تو بند دل سلول عشق حبس نگاتو ميكشم

ولي بازم رو ميله هاش عكس چشاتو ميكشم

اي قصه ي بي سر و ته شعر بدون قافيه

 براي مرگ اين صدا نبودن تو كافيه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت 11:24  توسط معشوق(پوریا)  | 

کسی بخوادتورو بگیر اونومیشونم سرجاش

 
 
 سلام به عشقم به کسی که عاشقانه دوسش دارم و
 
همه ی هستیم شده.وبعد سلام به همه ی دوستای گلم که
 
بانظرات قشنگشون شرمنده ام میکنن.
 
من میخوام از اینجا پیش شما دوستای گلم ازعشقم یه عذرخواهی
 
کنم بخاطر اینکه این چند روز من خیلی با کارام اذیتش کردم
 
اعصابشو خورد کردم ولی اون با همون صدای ارومش
 
ارومم میکرد و بااون ارامش همیشگیش جوابمو میداد.
 
عشقم ببخشید که این چند روزه ناراحتت کردم قول میدم
 
دیگه اذیتت نکنم،اگه عمری بود.پوریا این وبلاگ و این حرفایی
 
که اینجازده میشه همه اش میشه یه خاطره ویه یادگاری ازمن
 
برای تو که موقعی که دلت تنگ شد بیای بخونیش و یه خدا
 
بیامرزی بگی.
 
 خیلی دوستت دارم.
 

                       کسی بخواد تو رو بگیره  اونو میشونم سر جاش

                       آخه تو عزیز قصه هامی  آخه تو شعر روی لبامی
 
                                   آخه جون تو بسته به جونم

 

من میخوام عشقم تو باشی شده حتی توی رویا

به همینم راضی هستم راضی تا آخر دنیا

 

من میخوام برات بمیرم شده تو خواب و خیالم

با تو باشم توی شهر آرزوهای محالم

 

شب و روزمو تو پر کن بزار درگیر تو باشم

بزار هرجایی که میرم از تو خیلی دور نباشم

 

چی قشنگتر از خیالت که همش پیش چشامه

عطر گلهای حضورت همیشه توی هوامه

 

من میخوام برات بمیرم اگه حتی تو ندونی

اگه حتی تا همیشه با یکی دیگه بمونی

 

به همینم راضی هستم به همین عشق خیالی

عشق من زندگی بی تو میشه بی مفهوم وخالی

 عشق من زندگی بی تومیشه بی مفهوم وخالی

 
 
 

از راه دور تو را میپرستم ای قبله امید من ....

 

از راه دور به تو عشق می ورزم تا دیگر این فاصله  را احساس نکنی عزیزم .

 

از راه دور درد دل هایم را به تو می گویم ، و تو را در آغوش محبت های خودم

می فشارم ..... 

 

آری از همین راه دور نیز میتوان دست در دستانم هم گذاشت و در کنار هم

قدم زد ....

 

به خواب عاشقی میروم تا این رویا برایم زنده شود عزیزم .....

 

از همین راه دور تو را می بوسم و میگویم که خیلی دوستت دارم عزیزم .... 

 

قاب عکست همیشه روبروی من است و جای بوسه هایم بر روی قاب نمایان

است .....

 

ازهمین راه دور به یاد تو خواهم بود ، در همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم

می بینم ،

 

خاطره هایمان را همیشه در ذهنم مرور میکنم و هیچ گاه نمی گذارم خاطره های

 

لحظه دیدارمان از ذهنم دور شود ....

 

این فاصله ها را با محبت و عشقم از بین می برم و کاری می کنم همیشه

 

احساس کنی در کنار منی !

 

یک راه دور ، یک دنیا عشق ، محبت و پاکی .....

 

این راه دور قلبهایمان را در همه لحظه ها در کنار هم نگه داشته است

 

چون همیشه به یاد همیم و همیشه به انتظار آن هستیم که لحظه دیدارمان

دوباره فرا رسد .... 

 

ثانیه ها را لحظه به لحظه می شماریم و شب و روز را با یاد هم و عشق به

هم سپری می کنیم ....

 

آری لحظه دیدار نزدیک است ....

 

یک خواب عاشقانه ، خواب با هم بودنمان ، خواب دست گذاشتن در دستان

 

هم ، خواب نگاه به چشمان هم ، یک طلوع دیگر و یک روز پر از خاطره ، روزی

 

که لحظه  به لحظه آن به یاد همیم .... و این است یک فاصله عاشقانه .....

 

می گذرد لحظه های پر از عشق و فرا خواهد رسید حقیقت شیرین لحظه

دیدارمان .....

 

از همین راه دور نیز می توان عاشق بود ، و از همین راه دور نیز می توان

 

همدیگر را همیشه در کنار هم حس کرد نازنینم ...  پس آرام زندگی کن و

 

بیشتر از همیشه عاشق باش

چون این راه دور خیلی مقدس است و پایان راه ، شیرین تر از گذشته است

 
  بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 15:55  توسط عاشق(سپیده)  | 

اری من یک معشوقه ام بی تاب و خسته اما زنده

 

 

 عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com
 
میخوام کنارم باشی فقط مال من باشی
 
                       قسمت تو این شده،همیشه بامن باشی
                    

  گر بدانم که دلتنگ منی ، و دلت همیشه با من است دلم را فدای آن قلب مهربانت

میکنم!

اگر بدانم که مرا دوست داری و تنها آرزویت من هستم تا آخرعمرم عاشقانه برایت

 

میخوانم ترانه عشق را !

 

اگر بدانم که یک لحظه به من می اندیشی ،تمام لحظه هایم به این می اندیشم که

 

چگونه اینهمه عشق و محبت را به تو ابراز کنم !

 

اگر بدانم که به انتظار من نشسته ای ، تو بگو تا آخر عمر به انتظارم بنشین ، من تا

 

آخرین حد این انتظار منتظر آمدنت مینشینم!

 

اگر بدانم که برایت ارزش دارم و همه زندگی ات هستم ، تا آخرین نفس به پای تو

 

می نشینم و تا آخرین نفس ، یک نفس فریاد میزنم دوستت دارم!

 

اگر بدانی که چقدر دوستت دارم دلتنگی که سهل است دلت برای یک لحظه

 

درکنارهم بودن پرپر میزند!

 

اگر بدانی که تنها آرزوی من تویی ، روزی صدها بار آرزو میکنی که به آرزویم برسم!

 

اگر بدانی که همه لحظه های زندگی ام به تو می اندیشم ، تک تک لحظه ها را

 

می شماری و به عشق آن لحظه ها زندگی میکنی

 

اگر بدانی که برایم یک دنیا ارزش داری ، سفری به دور دنیا میروی تا بفهمی چقدر

 

برایم عزیزی

 

اگر بدانی که میدانم ، بدون تو میمیرم ، مرا اینگونه در حسرت عشقت نمیگذاری!

      
                                              تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 16:24  توسط عاشق(سپیده) 

خیلی خوشحالم از اینکه تو به دنیا اومدی تو دنیافهمید که توانگار نیمه ی گمشدمی تو

 عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی
                                     
 
 سلام خیلی خوش امدید خیلی وقته منتظرتون هستم.
 
خواهش میکنم بفرمایید داخل.      
 
 
                       

                

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 15:10  توسط عاشق(سپیده)  | 

سلام سپیده جون


سلام اي تنها بهونه واسه ي نفس كشيدن هنوزم پر مي كشه دل براي به تو رسيدن واسه ي جواب نامت مي 

دونم كه خيلي ديره بذا به حساب غربت نكنه دلت بگيره عزيزم بگو ببينمكه چه رنگه روزگارت خيلي دوست 

دارم تو مهتاب بشينم يه شب كنارت سر تو مهربوني بذاري به روي شونم تو فقط واسم دعا كن آخه دنبال 

بهونم حالم رو اگه بپرسي خوبه تعريفي نداره چون بلاتكليفه عاشق آخه تكليفي نداره نكنه ازم برنجي تشنه ام 

تشنه ي بارون چه قدر از دريا ما دوريم بيگناهيم هر دو تامون بد جوري به هم مي ريزه من و گاهي اتفاقي 

تو اگه نباشي از من نمي مونه چيزي باقي مي دوني كه دست من نيست بازياي سرنوشته رو قشنگا خط 

كشيده زشتا رو برام نوشته باز كه ابري شد نگاهت بغضتم واسم عزيزه اما اشكات رو نگه دار نذار 

اينجوري بريزه من هنوز چيزي نگفتم كه تو طاقتت تموم شد باقيش و بگم مي بيني گريه هات كلي حروم شد 

حال من خيلي عجيبه دوست دارم پيشم بشيني من نگاهت بكنم تو تو چشام عشق رو ببيني يادته من و تو 

داشتيم ساده دوستی مي كرديم از همين چشمه ي شفاف رفع تشنگي مي كرديم يه دفه يه مهمون اومد عقلم رو 

يه جوري دزديد دل تو به روش نياورد از همون دقيقه فهميد اولش فكر نمي كردم كه دلم رو برده باشه يا دلم 

گول چشاي روشنش رو خورده باشه اما نه گذشت و ديدم دل من ديوونه تر شد به تو گفتم و دلت از قصه ي 

من با خبر شد اولش گفتم يه حسه يا يه احترام ساده اما بعد ديدم كه عشقه آخه اندازش زياده تو بازم طاقت 

آوردي مث پونه ها تو پاييز سرنوشت تو سفيده ماجراي من غم انگيزه بد جوري ديوونتم من فكر نكن اين 

اعترافه هميشه نبودن تو كرده اين دل و كلافه مي دونم فرقي نداره واست عاشق بودن من مي دونم واست يكي 

شد بودن و نبودن من مي دونم دوسم نداري مث روزاي گذشته من خودم خوندم تو چشمات يه كسي اين رو 

نوشته اما روح من يه درياست پره از موج و تلاطم ساحلش تويي و موجاش خنجراي حرف مردم آخ چه 

لذتي داره ناز چشماتو كشيدن رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن من كه آسمون نبودم اما عشق تو يه 

ماهه سرزنش نكن دلم رو به خدا اون بي گناهه تو كه چشماي قشنگت خونه ي صد تا ستاره س تو كه لبخند 

طلاييت واسه من عمر دوباره س بيا و مثل گذشته جز به من به همه شك كن من بدون تو مي ميرم بيا و بهم 

كمك كن 

خوب حالا نوبتی هم باشه نوبت حرف زدن و معرفی خودمونه 

من خودمو معرفی میکنم 

اگه شماهم خواستین خودتون و معرفی کنین که همدیگرو بهتر بشناسیم و تو برقراری ارتباطمون کمکمون کنه

من پوریا متولد 61 لیسانس الکترونیک و مخابرات 

اهل تهران ولی ساکن مازندران 

مدیر این وبلاگ سپیده خانم میزارم خودش بیاد و خودشو معرفی کنه شاید خوشش نیاد که معرفی شه

به هر حال من و سپیده میخوام یه دوستی جاودانه رو شروع کنیم البته شروع که شده بود ولی مهر جاودانگی نخورده بود 

خوشحال میشم با دوستان جدیدمون اشنا بشم

موفق و موید باشید

سلام به عشقم که حالا شده نفسم و سلام به دوستای گلم.

من مدیر وب نیستم من و عشقم این وب و اداره میکنیم ولی دراصل این وب

برای عشقم  که خیلی  عاشقشم.

من سپیده متولد ۶۶ و ساکن تهران هستم.من و عشقم خیلی ازهم دوریم ولی دلامون

بهم نزدیکه.پوریا اینطوریه دیگه درست گفتم.وای نمیدونید که خدا چه نازنینی

بهم داده. امیدوارم این عشقی که خدا بهم داده بتونم قدرش و بدونم.

دیگه نمیدونم چی بگم هرچی از عشقم بگم کمه.

 

 

                                                       عشقم خیلی دوست دارم.


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 18:6  توسط معشوق(پوریا)  | 

جونمی عشقمی تا دنیادنیا باشه

 

کارت پستال درخواستی

جونمی عشقمی توتک ستاره ی قلبمی

     عزیزم میمیرم اگه یه روز من دستاتو نگیرم

     چشمامو روبه چشمات میبندم و تو روبه رومی

     دلخوشیم واسه زندگی تویی،تو تنها آرزومی

     مثل تورو کجای دنیا میشه پیدا کردعشقم

     من همونم که واسه خاطر تو،دنیارو رسواکردم عشقم

    یه حالتی تویه صداته،دلم میریزه عشقم

     چه حس خوبی وقتی دوتا دستات تو دستم عشقم

     هرساعت هر لحظه فکر عشقت همراهمه

     بودنت تویه زندگیم بهونه ی قلب تنهام

     جونمی عشقمی تا دنیا دنیا باشه

      میدونم که اینو میدونی نباشی تا دنیا دنیا میخوام نباشه

                   

                                   پوریا هرچقد بگم دوست دارم بازم کمه

 

عشقم جونم هرچی که تو بگی. منم دوست ندارم از

دستت بدم قربونت برم من.درضمن بهت قول دادم

هیچ وقت اون موضوع و نگم.وای پوریا امشب چه شب

قشنگی.حالا راحت شدی فهمیدی اون

سوالا رو برا چی میپرسیدم.فکرشم نمی کردی نه.

پوریا خیلی مهربونی خیلی.فقط بعضی وقتا یه کوچولو

یادت میره که من منتظر توام.تورو خدا دیگه یادت نره.

پوریا یه چی بگم مسخرم نمیکنی،نذار ارش بخونه اون

مسخره میکنه.پوریا وقتی بهت میگم دوست دارم تو دلم

یه غوغایی میشه،بخدا راست میگم.انگار خون تو رگام جریان

پیدا میکنه.بخدا اینا شعار نیستن همه اش واقعیته عشق من

به تو یه حقیقته.

 


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 1:19  توسط عاشق(سپیده)  | 

نباشی کل این دنیاواسم قدیه تابوته نبودت مثل کبریتو دلم انبار باروته

 

گریه های منوجدی بگیر،بخدا ازته دل زارمیزنم

   وقتی نیستی نفسم درنمیاد،نفسم رو تودلم دارمیزنم

   اگه هق هق میکنم تویه شبام،آخه دلتنگ صدای تومیشم

   بخدا دست خودم نیست نمیشه،کم کم دارم گدای تومیشم

   من به صدای تومحتاجم وبس،بی تودق مرگ میشم کنج قس

   کاش میشدبهت بگم دوست دارم،بخداصحبت عشق نه هوس

   کاش میشد جداییاتموم بشه،بدونم که فقط مال منی

   بدونم توام منوخیلی میخوای،اگه نباشم توام دق میکنی

   بیا دستاتو بذار تودست من،آخه دلتنگ صدای تو میشم

   بخدا دست خودم نیست نمیشه،کم کم دارم گدای تومیشم

 

پوریا جونم خیلی دوست دارم.عشقمو باورکن.واقعا من مثل این
 
شعر برات همین کارو میکردم.شبا برات از روی دلتنگی گریه
 
میکردم.اونوقت چشام خسته میشد و خوابم میبرد.
 
 
                                                             عزیز دلم خیلی دوست دارم.


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 2:19  توسط عاشق(سپیده)  | 

زتمام بودنی ها توفقط ازآن من باش که به غیر باتو بودن دلم آرزوندارد

 
 
 
 
 
سلام عزیزدلم خوبی قربونت برم.منکه خیلی دلم برات تنگ شده.
 
گفتی امروز مرخص میشی.قرار بود امروز بات حرف بزنم ساعت۱۱:۳۰
 
اما نشد که بات حرف بزنم.خونمون شده بود مثل پادگان.الان میگی
 
پادگان چرا؟اخه داداشم داشت میرفت ماموریت هرموقع اون میره جایی
 
ماباید مثل یه سرباز درختمتش باشیم.وسایلش و اماده کنیم.خودش و
 
اماده کنیم.چند روز ما رو اسیر کرده بود.هی میگفت من شنبه ساعت۳ باید
 
برم.اخرشم چی ساعت۴رفت.داشت میرفت وای خدایا چقد مسخره بازی دراوردیم.
 
همه اش چرت وپرت میگفتیم.الان جاش انقد خالیه.پوریا این و بهت نگفته بودم
 
داداشم یه جورای اخلاقش مثل تو.اونم متولد شهریور ماه.هم رشته ی تو.
 
مثل خودت خیلی شوخ.فقط اون ۲سال از تو کوچیکتر. بگذریم.
 
پوریا امروز خیلی دلم برات تنگ شده بود فدات شم.همه اش توخیالم
 
دارم باتو حرف میزنم.میرم توحیاط راه میرم باتو حرف میزنم.پشت بوم میرم
 
باتو حرف میزنم.پوریا سرنماز بجای اینکه باخدا حرف بزنم باتو حرف میزنم.
 
دیگه خدام از دستم کلافه شده.پوریا با دوستم حرف میزنم بهش میگم پوریا
 
یه چند بارم پیش خونوادم داشت ازدهنم درمیرفت که بگم پوریا سریه برگردوندمش.
 
پوریا حالادیدی سربه سرت نمیذارم واقعا از ته دلم دوست دارم.حالا باور کردی
 
این عشقمو نسبت به خودت.این دوست داشتنمو.این علاقه امو.
 
پوریا خیلی دوست دارم.خیلی عاشقتم.دیوونه دیوونتم.داغونتم.
 
 
عزیزدلم خیلی مراقب خودت باش.
 
                                                                                     پوریاجونم دوستت دارم.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 2:8  توسط عاشق(سپیده) 

عاشقتم

 
 فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز                                                                       
 
 
 
سلام.من این وب و فقط بخاطر یه نفر ساختم.بخاطر عشقم
 
بخاطر کسی که واقعا از ته دلم دوسش دارم و عاشقاته میپرستمش.
 
بخاطر کسی که شده نفسم،شده زندگیم،شده همه کسم.
 
هرچی درموردش بگم بازم کمه.بهشم گفتم من تو این دنیا
 
دونفرو بیشتر دوست ندارم.یکی مامانم ویکی هم خودش و.
 
پوریا عزیزدلم خیلی دوست دارم.عاشقتم زندگیم.نمیدونم
 
دیگه چطوری دوست داشت نمو بهت نشون بدم قربونت برم.
 
ولی تو این مدت فهمیدی که خیلی دوست دارم.با اینکه
 
باحرفام همه اش اذیتت میکنم.اما تو صبوری میکنی. هی
 
بهونه میگرم،اما تو مهربونی میکنی.تو اروم جوابمو میدی.
 
حرف زدن باتو ارومم میکنه.شنیدن صدای تو ارومم میکنه.
 
اون شب یادته بهت اس دادم گفتم دلم برات تنگ شده
 
دارم عکس تو میبنم،از دلتنگیت دارم گریه میکنم یادته
 
فکر نمیکردم بیدارباشی ولی تو بیدار بودی با اینکه مریض بودی
 
بام حر زدی،با ابنکه باهم کم حرف زدیم ولی اروم شدم.
 
انقد خوب خوابیدم.دیدی میگم تومهربونی با اون حالت بازم
 
بام حرف زدی.عشقم برات دعا میکنم که همیشه سلامت
 
باشی و هیچ وقت دیگه اون اتفاق بد برات نیفته.
 
 
عزیز دلم دوست دارم.
 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 2:2  توسط عاشق(سپیده)